امروز سري به تارنماي www.savepasargad.com زدم. البته حضرات فيلترش كرده اند ولي غافل از كوه فيلتر شكن ها كه هر روز عرضه مي شود و چقدر كار آقايان را سخت مي كند. نمي دانم تا به حال سري به اين پايگاه زده ايد يا نه؟ ولي مغزتان سوت مي كشد كه چطور كاري كه اعراب و مغول ها نتوانستند به انجام برسانند، وارثان فكري كثيف آنها دارند با آثار تاريخي مي كنند. از مردم كوچه و بازار كه بگذريم از فرهيختگان نمي توان گذشت كه چنان سر به گريبان فرو برده اند كه انگار نه انگار. دلشان به اين خوش است كه هر سال رئيس صدا و سيما تفقدي بكند و در مراسم مسخره ي چهره هاي ماندگار دستي به سر و گوششان بكشد. بارها به دوستانم گفته ام كه اگر اين جواناني كه امروز به اروپا و آمريكا مهاجرت كرده اند روزي به ايران برگردند خيلي از اين استادان ريش و سبيل دار را يا بايد خانه نشين كرد يا به دانشگاههاي دور دست فرستاد. حال يك نمونه از دلسوزي ايشان را بگويم كه فقط مايه ي زهر خند است و بس: چندي پيش صحبت از الحاق مدرسه ي البرز به دانشگاه امير كبير بود. آقايان دانش آموخته ي البرز چنان داد و فريادي به راه انداختند كه بيا و ببين. دهها آثار گرانسنگ فرهنگي و تاريخي ما را دارند به نابودي مي كشند اما حضرات كوته فكر نگران الحاق يك مدرسه به يك دانشگاه هستند! آن هم مدرسه اي كه تنها نامي از آن به جاي مانده است.
اما جان سخن: در ميان اين همه آثار فرهنگي در حال نابودي، يكي از مهم ترين آثار فرهنگي كه امروز نابودي اش حتمي است -اگر كاري نكنيم- دره ي چشمه معروف به دره ي بلاغي است. اين دره كه در نزديكي پاسارگاد واقع شده است داراي ارزشمندترين آثار مردمي دوره ي هخامنشي است كه داده هاي گوهرباري از زندگي مردم آن دوران در اختيار ما قرار مي دهد. اما در كنار داده هاي ارزشمند مردمشناسانه بسياري از آثار مهم حكومتي هخامنشيان نيز در اين دره جاي گرفته است كه مي توان به كاخي از داريوش بزرگ اشاره كرد. خطري كه اين مجموعه آثار را تهديد مي كند آبگيري سد سيوند است كه گويا قرار است اين كار در بهمن 85 انجام شود. جالب سخناني است كه دولتمردان براي ساكت كردن معترضين مي گويند: يكي از خارج شدن آثار باستاني مي گويد ( نمي دانم كاخ داريوش را چگونه خارج كرده اند!) و ديگري از باستانشناسي زير آب سخن مي گويد( نمي دانم به اين همه بلاهت بايد خنديد يا گريه كرد). شايد بگوييد خوب خيلي از جاهاي ديگر هم دارد از دست مي رود اما به چند دليل اين دره از اهميت ويژه اي برخوردار است:
همه ي آن قرار است يك جا تا 3 ماه ديگر نابود شود و در مورد ديگر آثار خطر به اين بزرگي نيست.
آثاري كه در اين دره قرار دارد داده هاي ارزشمندي از زندگي مردم آن روزگار به دست ما مي دهد كه تا به حال چنين مواردي بسيار اندك بوده است.
چندي است كه هخامنشيان در ايران مورد هتاكي و توهين هاي بسيار بي ادبانه از سوي كساني قرار گرفته اند كه دل در گرو آن سوي مرزها و صد پاره سازي ايران دارند و از آنجا كه هخامنشيان نماد رستاخيز و قدرتمندي ايرانيان به شمار مي روند ناگزير هدف اول اين نابكاران قرار گرفته اند. اين آقايان كه در دستگاه دولت نفوذ هم دارند از هر فرصتي براي نابود سازي نمادهاي باستاني و نيرومندي ايرانيان بهره مي جويند و از ديگر سو براي زنده نمودن آثار پادشاهان غير ايراني تلاش مي كنند. پر واضح است كه نابودي آثار تاريخي هخامنشي در دستور كار ايشان است و باشد كه اگر به خود نياييم فردا روز شاهد خيانت پيشگي آنان در چند پاره سازي ايران زمين باشيم.
امروز وظيفه ي ما اين است كه نه تنها با تلاش هاي حقوقي ايشان را ناكام نماييم بلكه مي بايست در سطحي گسترده توجه رسانه ها را به اين موضوع جلب نماييم. در اين جا از همه دوستداران سرزمين باستاني مان خواهشمندم ايده ها و ديدگاههاي خويش را با محوريت دو پيشنهاد فوق در ناكام گذاشتن اين تلاش ضد ميهني با ما در ميان گذارند.
اما جان سخن: در ميان اين همه آثار فرهنگي در حال نابودي، يكي از مهم ترين آثار فرهنگي كه امروز نابودي اش حتمي است -اگر كاري نكنيم- دره ي چشمه معروف به دره ي بلاغي است. اين دره كه در نزديكي پاسارگاد واقع شده است داراي ارزشمندترين آثار مردمي دوره ي هخامنشي است كه داده هاي گوهرباري از زندگي مردم آن دوران در اختيار ما قرار مي دهد. اما در كنار داده هاي ارزشمند مردمشناسانه بسياري از آثار مهم حكومتي هخامنشيان نيز در اين دره جاي گرفته است كه مي توان به كاخي از داريوش بزرگ اشاره كرد. خطري كه اين مجموعه آثار را تهديد مي كند آبگيري سد سيوند است كه گويا قرار است اين كار در بهمن 85 انجام شود. جالب سخناني است كه دولتمردان براي ساكت كردن معترضين مي گويند: يكي از خارج شدن آثار باستاني مي گويد ( نمي دانم كاخ داريوش را چگونه خارج كرده اند!) و ديگري از باستانشناسي زير آب سخن مي گويد( نمي دانم به اين همه بلاهت بايد خنديد يا گريه كرد). شايد بگوييد خوب خيلي از جاهاي ديگر هم دارد از دست مي رود اما به چند دليل اين دره از اهميت ويژه اي برخوردار است:
همه ي آن قرار است يك جا تا 3 ماه ديگر نابود شود و در مورد ديگر آثار خطر به اين بزرگي نيست.
آثاري كه در اين دره قرار دارد داده هاي ارزشمندي از زندگي مردم آن روزگار به دست ما مي دهد كه تا به حال چنين مواردي بسيار اندك بوده است.
چندي است كه هخامنشيان در ايران مورد هتاكي و توهين هاي بسيار بي ادبانه از سوي كساني قرار گرفته اند كه دل در گرو آن سوي مرزها و صد پاره سازي ايران دارند و از آنجا كه هخامنشيان نماد رستاخيز و قدرتمندي ايرانيان به شمار مي روند ناگزير هدف اول اين نابكاران قرار گرفته اند. اين آقايان كه در دستگاه دولت نفوذ هم دارند از هر فرصتي براي نابود سازي نمادهاي باستاني و نيرومندي ايرانيان بهره مي جويند و از ديگر سو براي زنده نمودن آثار پادشاهان غير ايراني تلاش مي كنند. پر واضح است كه نابودي آثار تاريخي هخامنشي در دستور كار ايشان است و باشد كه اگر به خود نياييم فردا روز شاهد خيانت پيشگي آنان در چند پاره سازي ايران زمين باشيم.
امروز وظيفه ي ما اين است كه نه تنها با تلاش هاي حقوقي ايشان را ناكام نماييم بلكه مي بايست در سطحي گسترده توجه رسانه ها را به اين موضوع جلب نماييم. در اين جا از همه دوستداران سرزمين باستاني مان خواهشمندم ايده ها و ديدگاههاي خويش را با محوريت دو پيشنهاد فوق در ناكام گذاشتن اين تلاش ضد ميهني با ما در ميان گذارند.
|+|
نويسنده سورن پهلو در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 17:27
