بارها خطر پان تركيسم و خطر دست اندازي آن به همه ي ايران را برشمرده ام. اگر كساني هستند كه اين چيزها را شوخي مي پندارند، شايد اين نامه ي استاد ورجاوند آنها را كمي تكان بدهد و از خواب خرگوشي درآورد. جالب است بدانيد كه اين نامه در يك پايگاه اينترنتي پان تركيستي به دست آمد كه ادعا دارد، اين نامه براي نخستين بار است كه چاپ مي شود! حال چگونه ايشان به اين راحتي به نامه هاي رياست جمهوري دست مي يابند، جاي بسي پرسش است.
در اینجا نامه ای از فرزانه ی درگذشته، پرویز ورجاوند آورده می شود که در آن خطر پان ترکیسم و جریان هویت زدایی قوم هاي ايراني را به ايشان گوشزد نموده است:
بنام خداوند جان و خرد
جناب آقاي خاتمی ریاست محترم جمهوری
با درود و آرزوی سلامتی و توفیق افزونتر در خدمت به ملت بزرگ ایران برای آنجناب
جناب آقای رئیس جمهوری، من نیز چون دیگر باشندگان این سرزمین طی سه سال گذشته شاهد کوششها و تلاشهای صمیمی جنابعالی برای ایجاد یک فضای متفاوت و باز در کشور و رهانیدن آن از شرایط خاص بحرانی بوده و هستم و پیگیری آنجناب در زمینه توسعه سیاسی و ساماندهی کشور بر اساس یک جامعه مدنی را ارج مینهم. ولی اجازه میخواهم به عنوان شهروندی که از ۱۵ سالگی بدون وقفه نیم قرن است در تمامی فعالیتها و مبارزات ملی حضور داشته و فشارها و زندانهای دوران شاه و سپس جمهوری اسلامی نتوانسته او را دلسرد و [خسته] بنماید٫ توجه آنجناب را به توطئه سنگینی که در قبال وحدت ملی و یکپارچگی کشور و استقلال آن در حال شکل گرفتن است جلب و تقاضا کنم تا موضوع جدی و اساسی تلقی بفرمائید و هر چه سریعتر هیاتی صاحب صلاحیت و آگاه و میهن دوست را که به حفظ استقلال و وحدت ملی و یکپارچگی کشور و توانمند ساختن فرهنگ ملی به عنوان مهمترین اصل میاندیشند و آنرا برای هر تحول و توسعه ای اساس کار میدانند مامور بفرمائید تا از ابعاد مختلف موضوع را چنانکه هست بررسی و در کوتاه مدت گیشنهادهای لازم را برای اقدامی مؤثر به حضورتان تقدیم بدارند.
آقای رئیس جمهور، از سالها پیش فعالیتهای جهت داری هربار [با شدت بیشتر] و [ظاهری] مناسب برای رودرروئی با پدیده وحدت ملی و زیر پرسش بردن آن به بهانه قومیتها و زبانها و گویشهای مختلف در ایران جریان داشته است و با وجود سیطره بی چون و چرای ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی بر همه اصول هیچگاه با آن برخوردی صورت نگرفته است. این در حالی است که نیروهای ملی و گستره صاحبان اندیشه و قلم وابسته به آنها که دغدغه اصلیشان حفظ یکپارچگی میهن و وحدت ملی بوده است زیر فشار قرار داشته اند. نگاهی به انتشار کتابها و نشریان پرشماری که اساس کارشان بر درهم شکستن وحدت ملی و نفی زبان فارسی به عنوان محور همبستگی فرهنگی جامعه قرار دارد به روشنی بیانگر میدان دادن به این جریان خزنده است.
جناب آقای خاتمی میدانید که تاکنون سه کنگره بنام آذربایجانیهای جهان1 در آمریکا و آلمان با سکانداری و حمایت مالی ترکیه و مشارکت علنی جمهوری آذربایجان و زیر پرچم آن کشور تشکیل شده و در آنها درباره پیوستن آذربایجان به جمهوری آذربایجان و رسمیت یافتن زبان ترکی در ایران سخن گفته شده است. شماری از دانشجویان ایرانی اهل آذربایجان که در ترکیه مشغول تحصیل هستند بدون ثبت در پاسپورت با هزینه ترکیه به این کنگره ها برده شده و در آنها شرکت یافته اند. نمیدانم از سوی دستگاه وزارت خارجه چه گزارشهائی در این باره دریافت داشتته اید و چه مواضعی اتخاذ شده است.
جناب رئیس جمهوری، نمیدانم تاکنون دستگاه ریاست جمهوری و ارگانهای فرهنگی کشور گزارشی درباره نوشته های مجله ها و روزنامه های: وارلیق - چیچک، نوید آذربایجان - امید زنجان، مبین، شمس تبریز و … دیگر نشریه های دوزبانه به حضورتان تقدیم داشته اند یا نه. دور به نظر میرسد که چنین گزارشی را دریافت کرده باشید و در برابر مواضعی که در آنها گرفته شده بی تفاوت مانده باشید. نمیدانم مقامهای کشور از نوک هرم تا به پائین که طی دو سه سال اخیر نسبت به ساده ترین جمله های نشریات اصلاح طلب بشدت برآشفته میشوند و تا مرز توقیف و زندانی کردن پیش میروند و مقامهای نظامی تا حد زبان بیرون کشیدن به تهدید میپردازند. در برابر نوشته هائی که از هموطنان عزیز آذربایجانی به عنوان ملت آذربایجان یاد میکنند و از حقوق ملت آذربایجان سخن میگویند چه واکنشی نشان داده اند. بی تفاوتی در برابر این جریان خزنده تا به آنجا ادامه می یابد که امسال با یک سازماندهی همه جانبه از سوی ترکیه و جمهوری آذربایجان و عوامل اجیر شده ایرانی آنها، یکی از درخشانترین چهره های تاریخ استقلال طلبی ایران در برابر تجاوزگران عرب، یعنی بابک خرم دین، به عنوان سمبل استقلال طلبی و جدائی طلبی ترکان؟؟ به بدترین شیوه ممکن مورد بهره برداری قرار میگیرد و در روز دهم تیرماه جمعیتی نزدیک به ده بیست هزار نفر به قلعه بابک به کلیبر کشانده میشوند و گروهی کوچک از آنها سرود یاشا یاشا آذربایجان، مربوط به فرقه دمکرات را سر میدهند.
جناب رئیس جمهور، باید یزدان پاک را سپاس گفت که به دلیل عظمت تاریخ ایران، حتی دشمنان وحدت ملی و استقلال کشور نیز چاره ای ندارند تا برای جلب نظر مردم به قهرمانان و اسطوره های ملی تمسک بجویند. این در حالی است که دولتمردان این سرزمین حتی آنهائی که با تاریخ و فرهنگ ایران آشنائی دارند به دلیل نحوه برخورد گروهی انحصار طلب، هنوز به خود اجازه نمیدهند که برای حفظ هویت ملی و فرهنگی این سرزمین و آشنائی گسترده نسل جوان با آن پیشینه تاریخی و فرهنگی کشور و ارزشهای آن تکیه کنند و دست کم چهره های ماندگاری چون ابومسلم خراسانی، یعقوب لیث، بابک خردم دین و دهها چهره بلند آوازه دیگر را با برپائی بزرگداشتها و ساختن پیکره هایشان مطرح بسازند. دریغ و صد دریغ.
جناب آقای رئیس جمهور، روزنامه ها و هفته نامه های وابسته به جریان پان ترکیسم بر اساس رهنمودهای سازمان دهی شده بوسیله ترکیه از مدتها پیش با انتشار مقاله های فراوان می کوشند تا با قلب واقعیتهای مسلم تاریخی، هویت ایرانی ترک زبانان ایران را با صراحت انکار و آنها را از نظر نژادی و فرهنگی نه تنها قومی متفاوت که ملتی متفاوت با بقیه ایرانیان قلمداد کنند و سابقه آنها را به سومریها!! و ۷۵۰۰ سال پیش برسانند و بگویند: “آذربایجانیها و ترکهای ایران زمین قوم نیستند بلکه ملتند …” و یا اینکه در کشور سیاست پنهانی استحاله فرهنگی و اضمحلال زبانی و اجتماعی ملت آذربایجان پیش برده شده است و :” ما ترک هستیم، آریائی و آذری نیستیم” در این تبلیغات گسترده شمار ترک زبانان ایران را 30 میلیون ذکر میکنند و در جریان انتخابات در مورد شمار ترک زبانان شهر تهران چنین می نویسند:” شنیده میشود که برخی از کاندیداهای ترک زبان حتی در تهران نیز خواهند کوشید تا با چاپ پلاکاردها و تراکتهایی به زبان ترکی آرای ۳.۵ میلیون شهروند ترک پایتخت را بدست آورند”.
آقای رئیس جمهور، بر اساس این زمینه سازیهاست که سرانجام گروه پان ترکیست ها با بی پروائی بخود اجازه میدهند تا با امضای شماری از نمایندگان مجلس و چند فرد شناخته شده فعال پان ترکیست درباره تحصیل و تدریس زبان ترکی در تمامی سطوح از ابتدائی تا عال ترین سطح دانشگاهی، ایجاد فرهنگستان زبان ترکی، اختصاص یک شبکه مستقل تلویزیونی به زبان ترکی و … را به حضور جنابعالی بفرستند و بخواهند که به خواسته هایشان پاسخ مثبت داده شود.
آقای رئیس جمهور، همانطور که مشاهده فرمودید شماری از نمایندگان شهرهای کرد زبان نیز این نامه را امضا کرده اند. این بدان معنا است که آنها نیز خواستار همین مطالب برای مناطق کردنشین هستن و اگر وضع به همین منوال پیش برود باید در انتظار تقاضای مشابه از سوی ترکمن زبانان، عرب زبانان، بلوچ زبانان و … نیز بود. این همه یعنی ساماندهی یک حرکت ویرانگر در جهت درهم شکستن وحدت ملی و فراهم ساختن زمینه های لازم برای طلب خودمختاری.
جناب آقای رئیس جمهور، دور به نظر میرسد که سازمانهای اطلاعاتی درباره تلاشهای ترکیه و هزینه ها و اقداماتی از سوی آنها با پشتیبانی آمریکا در راستای تقویت پان ترکیسم صورت میپذیرد، اطلاعات جامعی در اختیار نداشته باشند. ایلچی بیگ و حزب او در جمهوری آذربایجان مسئولیت سامان دهی و ارتباط با پان ترکیستهای ایران را بر عهده داشت. آگاهی دارید که جمهوری آذبرایجان خط خود را از “سییریل” به لاتین ترکیه تغییر داده و برآنست که آنرا با تمهیدات خاص در آذربایجان گسترش دهد. با توجه به آنچه که جسته گریخته به گوش میرسد، پان ترکیستها در دستگاه دولت و سازمانهائی چون صدا و سیما صاحب نفوذ میباشند. برنامه های زبان ترکی افزایش یافته و در مصاحبه ها بیشتر به زبان ترکی با مردم گفت و گو میشود و باین ترتیب پیام میدهند که مردم فارسی نمیدانند و اگر هم بدانند نمیخواهند صحبت کنند. بنابراین دور بنظر نمیرسد که جماعتی در چهارچوب توجیه توسعه سیاسی و احترام به خواست مردم بکوشند تا زمینه را برای گونه ای پاسخگوئی موافق به خواسته های طرح شده فراهم سازند و در دولت جنابعالی کشور را با یک فاجعه ملی مواجه بسازند.
جناب آقای رئیس جمهور، به عنوان سابقه به آگاهی می رسانم که در ماه نخست شروع کار دولت موقت اینجانب مسئولت وزارت فرهنگ و هنر را بر عهده داشتم. یک هیات حدود بیست نفره به سرپرستی شادروان مفتی زاده از کردستان به تهران آمدند تا درباره مسائل مختلفی از جمله همین مسئله آموزش به زبان کردی آنهم نه به این گستردگی تقاضای آقایان، با دولت مذاکره کنند. مسئولیت این کار بر عهده شادروان فروهر و من گذارده شده و در یک جلسه بیش از چهار ساعت با وجود شرایط خاص آن زمان، به آقایان توضیح دادم که شما با این پیشنهاد به دلایل بسیار (که یک به یک برشمردم) نه تنها به همه ملت ایران که به مردم کرد این سرزمین نیز لطمه ای شدید خواهید زد و از جمله یادآور شدم که شما فرزندان خود را از دستیابی به گنجینه عظیم کتابها و مقاله های فارسی در تمامی زمینه ها محروم میسازید، در حالی که هیچ منبعی برای جایگزین کردن به زبان کردی وجود ندارد. مذاکرات آن شب نتیجه بخش بود و بدلیل آنکه هیئت از تحصیل کردگان تشکیل یافته بود متوجه ژرفای موضوع شدند و از پی جستن آن صرفنظر کردند.
جناب آقای رئیس جمهور، جنابعالی بهتر میدانید که طرح این خواسته ها همه و همه جنبه سیاسی دارد و در راستای فشار سیاسی مطرح گردیده تا بر قدرت مانور ترکیه در ققاز و آسیای مرکزی بیافیاید و از توان ایران بکاهد و اجازه ندهند تا ما به تقویت حوزه فرهنگ ایرانی در منطقه بپردازیم. بنابراین میپذیرید که ایجاب میکند تا از موضع اقتدار با این توطئه برخورد بگردد و اجازه ندهیم تا فاجعه افغانستان به گونه ای دیگر تکرار بگردد.
جناب آقای رئیس جمهور، اگر به فریادهای جمعی از نیروهای ملی در این سالها توجه شده بود و شرایط لازم برای طرح مسائل مربوط به تاریخ و فرهنگ ایران در درون کشور و منطقه آسیای مرکزی و قفقاز در بیرون فراهم گشته بود، امروز ما در موقعیت دیگری قرار داشتیم. طی این بیست سال هیچ کوششی در زمینه بازشناسی ارزش های والای فرهنگ ایرانی به عمل نیامد و اجازه داده نشد تا هویت این ملت چنانکه باید به فرزندان آن شناسانده شود. در پیش از انقلاب کوشش شد تا چهار واحدی درس تاریخ و فرهنگ ایران، برای تمامی رشته های دانشگاهی به عنوان درسهای اصلی منظور بگردد. این درس بعد از انقلاب حذف و جایش را چیزهای دیگر گرفت. دستگاه رادیو و تلویزیون کشور طی این بیست سال نه تنها در این زمینه کاری نکرده است که با اجرا برنامه های خشک و بی محتوا همه بویژه نسل جوان را گریزان ساخته و امروز در عمده استانهای ترک زبان، این رادیو و تلویزیون ترکیه و باکو و نوارهای ویدیوئی و کاست آنهاست که حرف اول را میزنند. جوانی که نه از رادیو و تلویزیون، نه در مدرسه و نه در دانشگاه درباره پیشینه میهن، تاریخ کشور و فرهنگ سرزمین آموزش نبیند، طبیعی است که گفته های بی پایه و غیر علمی جمعی پان ترکیست که از ترکیه تغذیه میشوند می تواند ذهن او را بخود مشول بدارد و برای او هویتی دروغین بسازد.
جناب آقای رئیس جمهور، حدود سه سال از طرح موضوع “گفتگوی تمدنها” می گذرد. دستور بفرمائید چند فرد صاحبنظر به ارزیابی برنامه های اجرا شده با بودجه کلان از سوی مرکز وابسته به ریاست جمهوری بپردازند و حضورتان گزارش دهند که چه نتایجی در برداشته است. ما میتوانستیم دست کم در چارچوب این مرکز بر اساس برنامه های سنجیده شده، همایشها، سمینارها و مراسمی بر پاداریم که بطور غیر مستقیم جوانان این سرزمین، بویژه مناطقی را که زیر تبلیغات ضد ملی قرار دارند به شناخت مطلوب برسانیم و بر اساس مبانی علمی نشان دهیم که ما در ایران، ترک زبان داریم نه “ترک” و بکوشیم تا هویت واقعی هموطنان آذربایجانی و ترک زبانان خود را به آنها بشناسانیم و از سوی دیگر شمار فراوانی از جوانان حوزه فرهنگ ایرانی در برون مرزها را با پیشینه فرهنگی و تاریخی مشترکمان آشنا کنیم. ولی در این راه هیچ گامی برنداشتیم، شاید هنوز باز هم فرصت باشد و اگر همت کنیم بتوانیم کاری در خور انجام دهیم.
جناب رئیس جمهور، در شرایط موجود پان ترکیست ها یک حرکت گسترده فرهنگی را سازماندهی کرده اند و نیاز بدان است که با یک عزم ملی، به مدد صاحبنظران، در چارچوب یک برنامه ریزی حساب شده ولی خیلی سریع با همان حربه به مقابله پرداخت و با یک برنامه درست در خنثی کردن توطئه ها توفیق یابد. از سوی دیگر اینجانب پیشنهاد میکند تا در زمینه سیاسی نیز دست به اقداماتی زده شود تا گروه فعال پان ترکیستها نتوانند با بی پروائی به تبلیغ گفته های ناصحیح خود بپردازند و ذهن ها را آشفته کنند. چگونه است که دستگاه مطبوعات وزارت فرهنگ در برابر توطئه های عجیب و غیرمنتظره حدود بیست نشریه ترکي - فارسی هیچگونه موضعی نمیگیرد و بازخواستی نمی کند. مگر میشود از مردم آذربایجان به عنوان یک “ملت” یاد کرد. مگر کسی حق دارد سرزمین “اران” یا جمهوری آذربایجان را به شیوه آنها “آذربایجان شمالی” و تنها سرزمین شناخته شده در طول تاریخ به نام آذربایجان را “آذربایجان جنوبی” یاد کند. بر اساس کدام پژوهش باستانشناسی، مردمشناسی و تاریخی، مردم آذربایجانی را می توان “ترک” دانست. یا اینکه بر اساس کدام پژوهش و تحلیل علمی کسی حق دارد تبلیغ کند که زبان ترکی در آذربایجان ریشه ۷۵۰۰ ساله دارد و زبان فارسی به آنها تحمیل شده است؟! مشکل به نظر میرسد که به طرح مباحث غیر علمی و غیرواقع به منظور بهره برداری سیاسی در جهت لطمه زدن به وحدت ملی کشور در شرایط حساس و بحرانی امروز بتوان عنوان اظهار نظر داد و نسبت به ان بی تفاوت ماند.
جناب رئیس جمهور، ایجاب میکند در قبال این حرکت خطرناک و سیاسی که از بیرون مرزها بشدت حمایت میشود با قدرت و درایت برخورد گردد و از گسترش آن جلوگیری شود. راهکارهای بسیاری در این باره وجود دارد که باید در یک ستاد مرکب از کارشناسان و صاحبنظران درباره آن تصمیم گیری شود. باید سیاست بهره جستن از آموزگاران، دبیران و استادان بومی در برخی استانها مورد تجدید نظر جدی قرار بگیرد و با اتخاذ شیوه های سنجیده شده شرایطی پدید آید تا محور بودن زبان فارسی به عنوان زبان اصلی آموزش مورد تاکید قرار گرفته و با تنظم برنامه های پرجاذبه جانبی، کوشش گردد تا جایگاه آن به گونه دلخواه تثبیت شود. نباید اجازه داد تا تحصیلکردگان کم سواد ترکیه در مراکز آموزش عالی به کار گرفته شوند و ضمن کاهش [شدید] سطح علمی دانشگاهها، در راستای تقویت پان ترکیستها عمل کنند. باید شرایط اقتصادی، اجتماعی و نیازهای نسل جوان در استانهائی که با زبان و گویشهای متفاوت سخن می گویند توجه بیشتری بشود و زمینه های نارضایتی و بیکاری عظیم کاهش بیابد. باید دولت تکلیف خود را با صدا و سیما روشن بسازد و شرایطی فراهم آورد تا این رسانه عظیم با بودجه سرسام آورش در خدمت وحدت ملی درآید و با تغییر کلی در محتوای برنامه ها و ایجاد جاذبه در آنها، از قدرت پیام رسانی بالائی در زمینه شناساندن فرهنگ ملی و گسترش زبان فارسی و ادبیات آن در داخل و خارج کشور برخوردار بگیردد.
جناب آقای رئیس جمهور، امیدوارم که توانسته باشم در این نوشته نگرانی همه نیروهای ملی و آزاد اندیش ایران را که نگران لطمه خوردن به وحدت ملی، یکپارچگی کشور و استقلال آن هستند به جنابعالی منتقل کرده باشم و آرزو کنم که موضوع به واقع جدی گرفته شود و هر چه سریعتر اقداماتی در خور(د) صورت پذیرد.
با آرزوی سرفرازی و نیکبختی ملت بزرگ ایران
دوستدار
دکتر پرویز ورجاوند
۷۹/۷/۲

