دلم براي پان ترك ها مي سوزد. آخر كساني كه خانه ي باورهاي خويش را بر آب بسازند، دلسوختن هم دارند. كارشان به جايي رسيده است كه از يك سو به چنگيز و تيمور مي نازند و از سوي ديگر چنگ به فرزندان ايران ويج مي اندازند تا ايشان را از آن خويش نمايند. يكي از اين فرهيختگان ما كه از گزند ايشان در پناه نبوده است، همانا فرزانه نظامي گنجوي مي باشد كه هماره تلاش دارند وي را از براي خود بدانند. در پايين نوشتاري از مجله ي ايرانشناسي و برگرفته از تارنماي آذرگشنسب آورده ام كه فرنود پان ترك ها را در ترك بودن نظامي به زيبايي و شيوايي برگشت داده است. با هم بخوانيم:



شگفتا! که نادانی و کوراندیشی با مردمان چه ها نمی کند. امیدوارم هر روز بیشتر دست این نابخردان برای مردم دلیر آتورپاتگان (آذربایجان) رو شود. چرا که: خوش بود گر محک تجربه آید به میان، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
پاینده باد ایران و فر ایزدی نگهدارتان

