چندي است كه در شبكه
هاي ماهواره اي تماشاگر آگهي دادن حسين رضازاده به سود يكي از خانه فروشان اماراتي
هستيم. اين حركت كه بسياري را برانگيخته است، پاسخ هاي طلبكارانه ي رضازاده را نيز
در پي داشته است كه در نوع خود شنيدني هستند. در اين جا برخي از آنها را بازنويسي
كرده ام:
" من در آخرين
سالهاي ورزش قهرماني ام هستم. هنوز پاداش قهرماني در بازي هاي آسيايي را نگرفته
ام. اصلا مگر من چقدر پاداش گرفته ام كه نبايد از راه تبلغات درآمدزايي كنم. آنها
كه ناراحتند مرا با نعيم سليمان اوغلو و جابر سالم مقايسه كنند كه هر دو كشورشان
را رها كردند و براي كشور ديگري وزنه زدند! الان سليمان اوغلو در تركيه هتل و
فروشگاه زنجيره اي دارد. جابر سالم هم پس از مدال نقره ي بازيهاي آسيايي 200
ميليون پاداش دريافت كرد. اما من هنوز 25 ميليون پاداشم را نگرفته ام! بعضي ها مرا
در اين وضعيت با تختي مقايسه مي كنند و با اين مقايسه مي خواهند مرا خراب كنند!
اين كار اصلا درست نيست؟!"
همين بس كه او در ميان
ورزشكاران ملي بيشترين پاداش را گرفته است و باز هم دو قورت ونيمش باقيست! به مردم
ايران فخر مي فروشد كه پيشنهاد دندانگير بيگانگان را نپذيرفته است و براي اين كار بايد
حالا حالاها دستخوش بگيرد! او شايد فراموش كرده است كه ميهن دوستي و احساس دين به
مردم تنها يك وظيفه است و اگر كسي به ميهنش پشت نكرد، نه تنها لطفي نكرده است،
بلكه اين كمترين كاري است كه براي مردم خويش مي تواند انجام دهد. اگر به او براي
پشت نكردن به ميهنش بايد اين همه پاداش داد، پس براي جانباختگان ميهن كه بي چشم
داشت جانشان را بر سر ايران گذاشتند چه بايد كنيم؟ اگر هم آن بزرگواران در ميان ما
بودند فروتنانه سر به زير مي انداختند و تا دم مرگ خشنود از كرده ي خويش بودند.
چرا كه ايشان تنها از براي خدا و ميهنشان پيكار مي نمودند و جان مي باختند. مانند
رضا زاده ها كه تن به مفت خوري داده اند، همان بهتر كه بروند تا الگوي تن پروري و
بيكارگي براي جوانان نشوند. او درباره ي درآمدزايي از راه آگهي نيز سفسطه مي
كند. كسي مخالف همكاري او در ساختن پيام هاي بازرگاني نيست. درد اين است كه او
براي بيگانگان و به زيان مردم خويش گام بر مي دارد و با بي شرمي هر چه بيشتر كار
خود را درست و سخن ديگران را در اين باره دروغ مي شمرد.
ديگر اين كه من نمي
دانم چه كسي به او نام جهان پهلوان داده است، در حالي كه او بويي از منش پهلواني
نبرده است. كدام پهلواني حاضر است پولي را كه براي مردم ميهنش خرج شود، به سوي
بيگانگان هدايت كند؟ كدام پهلواني به جاي كار كردن براي تامين زندگي خود، تن به
گدايي و باجگيري مي دهد؟ كدام پهلواني در برابر خيانت نكردن به ميهنش درخواست
دستخوش دارد؟ واي كه چه اندازه با واژه ها بي خردانه بازي مي شود! اگر رضازاده
جهان پهلوان است پس شادروان تختي را چه بايد ناميد؟ رضا زاده تا به حال در چند
مصيبت ياور مردم شده است؟ او براي زلزله زدگان بم چه كرده است؟ كه اكنون او را نه پهلوان
كه جهان پهلوان مي خوانند! او تا كنون با چند ستمگر و زورگو به سود مردم درافتاده
است؟ پهلوان، ستارخان و هزاران مشروطه خواهي بودند كه در برابر ستم محمد علي شاهي
و خودكامگي قاجار با دست تهي و مردانه ايستادند و چيزي براي خويش نخواستند. نه
تنها جهان پهلواني قبايي نيست كه به تن او دوخته شده باشد بلكه نام قهرمان ملي نيز
براي او زيادي است.
جان كلام اين كه در كشوري كه براي كار فكري پاداش نمي دهند و هر روزه تماشاگر گريختن فرهيختگانش هستيم، بيش از اين هم نبايد اميد داشت. هنگامي كه ما رفتار ناپسند را پاداش مي دهيم، بايد هم علف هاي هرزي چون رضازاده سربرآورند. ما اين همه نيروي فرهيخته را كه مي توانند در ساماندهي كشورمان كارساز باشند مي رنجانيم تا جايي كه براي گذران زندگي روزمره ي خويش دچار دردسر مي شوند و بعد مشتي آدم بي فرهنگ را به نام ورزشكار پروار مي كنيم كه شيره ي جان مردم را بمكند. بهترين تبليغ براي ايران داشتن مردمي بافرهنگ، آسوده ياد و آزاد بال در كنار اقتصادي نيرومند است تا ما را براي همه ي جهانيان الگو نمايد. اگر قرار بود ورزشكاران براي ما آبرو بياورند، براي اتحاد جماهير شوروي مي آوردند كه در هر المپيك برايش خروارها مدال درو مي كردند. ورزش زماني خوب است كه هر ايراني با كمترين هزينه بتواند به رشته ي ورزشي دلخواهش بپردازد. نه اين كه بيشتر مردم در آرزوي داشتن يك پوشاك ورزشي خوب آه بكشند يا از پس هزينه ي نام نويسي در يك باشگاه ورزشي برنيايند. خدا كند روزي به راه راست و درست برگرديم كه اين كژ راهي و گمراهي جان و جهانمان را بر باد خواهد داد.
پاينده باد ايران و فر ايزدي نگهدارتان
