در پي هاي و هوي قوم گرايان و انداختن هر ستمي بر گردن پارسيان بد نديدم تا رشته گفتارهايي را دراين باره بنويسم. من در اين باره داوري را به شما وا مي گذارم و تنها ديده هاي خود را براي شما بازگو مي كنم و اين نوشتار نخستين گفتار مي باشد:
از ديدگاه كتاب هاي درسي، ما در زمان ساسانيان دچار ناداني و تاريكي بوديم تا اين كه عرب ها با اسلام ما را از شب تاريك بيرون آوردند و هخامنشي ها نماد خونخواري و بي رحمي به شمار مي روند.
آموختن زبان عربي از كلاس ششم به بعد براي همه زور مي باشد و راه گريزي نيست و در آزمون سراسري دانشگاه ها اگر در زبان عربي نمره ي خوبي نياوريد، به احتمال فراوان، بخت پذيرش را در يك رشته ي خوب، در دانشگاه هاي آبرومند پايتخت از دست مي دهيد.
گذاشتن نام هاي عربي به شدت تبليغ مي شود. براي نمونه در زادروز هر امام شيعه و در جشن هاي آييني به كساني كه نامشان با ايشان يكي مي باشد، به قيد قرعه جايزه مي دهند.
در سريال ها و داستان ها چهره هاي مثبت بيشتر نام عربي و چهره هاي منفي بيشتر نام پارسي دارند.
در صدا و سيما گويش هاي گوناگون پارسي مانند كاشاني، اصفهاني، كرماني، گيلاني، لري، افغاني و يزدي به مسخره گرفته مي شوند ولي عربي همچنان محترم است.
وزارت ارشاد پروانه ي چاپ كتاب هايي مانند "دوازده قرن سكوت" را صادر مي كند كه در آن ها يكسره و به دروغ گذشته ي پرشكوه ايران باستان، ساختگي معرفي مي شود و عرب ها را ندا دهندگان آزادي مي خوانند و تخم جدايي را در ميان ايرانيان پراكنده مي كنند. جالب اين جا است كه يكي از همين نويسنده هاي خود فروخته، وجود سلمان پارسي را هم انكار مي كند!
نه در كتاب هاي درسي و نه در رسانه ها هيچ كسي حق ندارد از كشتارها و كارهاي شرم آور عرب ها در هنگام تاختن به ايران سخن بگويد.
كساني كه در جنگ ايران و عراق ستون پنجم دشمن بودند، آزادانه مي گردند و شورش هاي خوزستان را رهبري مي كنند.
كساني مانند محمود هاشمي شاهرودي كه خانواده ي او خودشان را در عراق با افتخار سيد عرب مي ناميدند به رياست قوه ي قضاييه مي رسند و از ياران نزديك رهبري نظام به شمار مي روند.
براي جنگ افزارهايي كه توليد مي شوند نام هاي عربي بر مي گزينند كه گاهي هيچ پيوندي با اسلام ندارند مانند حوت، صاعقه، شهاب، طارق و ذوالفقار.
همه جا هنر ايراني را به نام هنر اسلامي مي خوانند و بسيار هم به آن مي بالند، جالب اين جا است كه عرب ها چيزي به نام هنر اسلامي نمي شناسند و تنها هنر عربي برايشان رسمي مي باشد!
در حاليكه برگزاري زنده ي موسيقي ايراني سال ها مي باشد كه در صدا و سيما رنگ خاموشي به خود گرفته است، در هر جشن عربي- اسلامي، گروه هاي همخوان را براي خواندن آواز به زبان عربي دعوت مي نمايند و اگر هم قرار باشد پارسي بخوانند، در دستگاه هاي آوازي عربي مي خوانند!
سريال هاي تاريخي كه در صدا و سيما ساخته شده اند به جز ميرزا كوچك خان، سربداران و يكي دو سريال ديگر، همگي درباره ي تاريخ عرب ساخته شده اند و در شمار پرهزينه ترين سريال هاي صدا و سيما مي باشند. جالب است بدانيد حتا يك فيلم سينمايي و سريال درباره ي ايران باستان ساخته نشده است! از ديگر سو تا دلتان بخواهد سريال هاي بنجل از كشورهاي عربي مي خرند و پخش مي كنند.
به حماس و حزب ا... پول مردم بيچاره را مي دهند تا آنها با ناسپاسي هر چه ناتمامتر در كتاب هاي درسي خود به جاي خليج فارس، خليج عربي بنويسند!
در رسانه هاي دولتي، از جمال عبدالناصر كه بنياد گذار ناسيوناليسم نوين عربي، پشتيبان و رواج دهنده ي نام ساختگي خليج عربي است، هميشه به نيكي ياد مي شود.
صادق خلخالي در صدد بود تا تخت جمشيد را خراب كند كه مردمان دلير مرودشت نگذاشتند و پيشنهاد مي داد تا نام خليج فارس را به خليج اسلامي برگرداند و كوروش بزرگ را آدمي همجنس گرا مي ناميد! در حالي كه شادروان، دانشمند فرزانه محمد حسين طباطبايي در تفسير سترگ الميزان او را همان ذوالقرنين مي دانست ( ايشان هيچ پيوندي با دستگاه حكومت نداشت و بزرگ مرد وارسته اي بود كه نفس حقي داشت و در پي دنيا نبود).
علی مشکینی رییس تازه درگذشته ی مجلس خبرگان درباره ی گاهشماری ایرانیان چنین می گفت: در مقايسهي سال قمري با سال شمسي درمييابيم كه سال قمري سرشار از رحمت الهي است و داراي روزهاي شريف، هفتههاي متبرك و ماههاي پرفضيلت است كه يكي از آنها را در سال شمسي پيدا نميكنيد. تمام دارايي سال شمسي در نوروز کثافت است!
خزعلی روحانی بلندپایه شیعه در دستگاه جمهوری اسلامی نیز دیدگاهی چنین دارد: اميدواريم روز غدير به جاي نوروز عيد بزرگ ما شود در نادانی او همین بس که روز به خلافت رسیدن حضرت علي يا همان غدير خم، روز نخست فروردين است!
محمود احمدي نژاد سه سد بزرگ به نام هاي سيوند، سلمان فارسي و گلابر در ايران مي سازد تا آثار باستاني ايران پيش از اسلام را به زير آب ببرد و با ساختن راه آهن در فاصله ي كمتر از 500 متر از نقش رستم در پي نابودي آرامگاه شهرياران پارسي بر مي آيد.
در حالي كه در جنوب ايران، عرب ها زنان را با بي رحمي بسيار ختنه مي كنند، صدايي از هيچ يك از دولتمردان و دين خواهان در نمي آيد.
از ديد آخوندها خواندن قرآن به عربي حتا اگر نفهمي، بسيار ثواب دارد و از پارسي خواندن آن، شما را بهره اي نمي رسد و در هر سخنراني بالاي منبر تا مي توانند واژه هاي عربي به كار مي برند.
در حالي كه واژگان حقوقي مي رفت تا همگي به پارسي تبديل شوند، پس از پيروزي انقلاب اين كار نه تنها در اين پهنه رو به خاموشي رفت، بلكه در ديگر پهنه هاي دانش نيز كمرنگ شد.
اين همه شهر و استان در ايران نام هاي پارسي داشتند كه معرب شده اند، ولي هيچ به رگ غيرت دولتمردان بر نمي خورد مانند آتورپاتگان، كژوين، سپاهان و پارس كه به ترتيب با نام هاي آذربايجان، قزوين، اصفهان و فارس جايگزين گشته اند و حتا خود خليج فارس كه نام درستش درياي پارس است.
هر ساله هزاران زن و دختر پارسي پنهاني، با زور يا فريب به امارات و كشورهاي عربي برده مي شوند و در بازارهاي امارات آشكارا فروخته مي شوند، اما دولت ايران حتا يك بار هم سفير امارات را براي اين كار احضار نكرده است و هيچ گام جدي در درون كشور براي جلوگيري از اين پديده ي مردم خوار بر نمي دارد.
در حالي كه عراق ميلياردها خسارت به ايران وارد كرده است، دولت ايران حاتم بخشي مي كند و از كيسه ي مردم ايران وام بدون برگشت به ايشان مي دهد!
پاینده باد ایران و فر ایزدی نگهدارتان

