دبيره ي كنوني پارسي ريخت دگرگون شده ي دبيره ي تازيان مي باشد كه پس از تازش ايشان به ايران به سرزمين ما راه يافت، چرا كه تا سالها خواندن و نوشتن همگان به دبيره و زبان پهلوي كه نياي پارسي دري مي باشد، شدني نبود و آنان كه در پي زنده كردن فرهنگ ايران زمين بودند، چاره نداشتند جز اين كه با ساماندهي دبيره ي تازي راهي براي نوشتن و سخن گفتن به زبان ميهني خويش بيابند و از همين روي بود كه با افزودن چهار واژ (حرف) به دبيره ي تازي و دگرگوني پاره اي از واژها مانند "ي" و برداشتن برخي ديگر مانند همزه، دبيره ي نويني را پديد آوردند. ايشان با اين كه كار ارزشمندي را انجام دادند، از يك نكته ي مهم بازماندند و آن اين بود كه در زبان تازيان نوشتن واژهاي صدادار در همه جا نياز نمي باشد و با دانستن باب هاي گوناگون و پيدا نمودن ريشه ي فعل ها مي توان به چگونگي گويش يك واژه پي برد. هر چند كه تازيان براي گويش درست واژه هاي قرآن، اعراب گذاري را پديد آوردند، اما كاربرد اين روش در نوشتارها از براي دشواري هايي كه داشت، چندان به كام مردمان خوش نيامد. اين بزرگترين و برترين فرنودي است كه از سوي برخي از دانشوران درباره ناتواني دبيره ي كنوني براي نوشتن واژه هاي پارسي گفته مي شود و در برابر براي برداشتن اين تنگنا جايگزيني دبيره ي كنوني را با دبيره ي لاتين به سان تركيه و مالزي پيشنهاد مي نمايند.
ديگر تنگنايي كه بدان اشاره مي شود، همانا يكي بودن گويش برخي از واژها مانند "ا" و "ع" مي باشد، كه پاره اي از سردرگمي ها را در هنگام نوشتن يا شنيدن پديد مي آورند.
اكنون مي پردازيم به دردسرهايي كه در پي پياده نمودن راهكار بالا پيدا مي شوند:
يكم: بي شك فرهنگ پارسي سرشار از گنجينه هاي بزرگي است كه بدون اين دبيره، دستيابي و دريافت آن بسي دشوار مي نمايد و در صورت جايگزيني دبيره ي كنوني با دبيره ي لاتين، هزينه ي هنگفتي را بايد براي برگردان اين گنجينه ي بزرگ گذاشت كه زمان بسياري خواهد برد و ما را بسيار درگير خواهد كرد، زماني كه مي بايست براي ساماندهي دستور زبان پارسي و واژه يابي براي واژه هاي بيگانه گذاشت.
دوم: به كار گيري دبيره ي لاتين بلايي را بر سر زبان پارسي
مي آورد كه سال ها پيش دبيره ي تازي بر سر زبان پارسي آورد. چرا كه هم ريختي
نوشتاري واژگان لاتين با واژگان پارسي، دست شما را باز مي گذارد تا بدون ترس
واژگان لاتين را با همان ريخت خودشان به كار ببريد و در درازاي زمان اين كار به
جايگزيني بسياري از واژگان لاتين با پارسي خواهد انجاميد. همانگونه كه بسياري از
واژگان تازي براي همين هم ريختي است كه سال ها بدون دردسر در نوشتار پارسي به كار
گرفته مي شوند و شما به آساني مي توانيد همانند اين بي قيدي را در ميان پارسي- انگليسي
(فنگليش) نويسان ببينيد.
سوم: يافتن و ريشه يابي واژه هاي بيگانه و جايگزيني ايشان
با واژه هاي پارسي هنگام به كارگيري دبيره ي لاتين بسيار دشوار خواهد شد. چرا كه
ريشه ي واژه هاي تازي به آساني به دست نمي آيند مگر اين كه به همان ريخت خودشان
نوشته شوند.
همانگونه كه در بالا برشمرديم، جايگزيني دبيره ي كنوني نه
تنها خردمندانه نيست، بلكه كوبه هاي دهشتباري به زبان پارسي خواهد زد كه به سادگي
برگشت پذير نمي باشند. در اين جا نيز همچون ديگر كارها مي بايست بهترين كارها را
براي ساماندهي زبان پارسي رده بندي كرد و به فراخور هريك برايشان زمان و هزينه
گذاشت.
اكنون ببينيم چه بايد بكنيم تا هر چه بيشتر به توانمندي
زبان پارسي ياري رسانيم:
يكم: درست كردن واژهاي صدادار براي نوشتن درست واژه هايي كه
ريشه ي پارسي دارند، درست مانند كاري كه نياكان با پديد آوردن واژهاي
"پ"، "چ"، "ژ" و "گ" كردند و بر ماست كه
ما نيز چون ايشان خردمندانه دست به اين كار زنيم.
دوم: ويراستن دستور زبان پارسي بر پايه ي زبان هاي پارسي
باستان و پارسي پهلوي و نوشتن نرم افزاري كه پارسي گويان را در درست نوشتن اين
زبان زيبا ياري دهد.
سوم: گذاشتن راهبردي فراگير براي واژه گزيني و واژه يابي در
زبان پارسي كه در نوشتاري جداگانه بيشتر بدان خواهم برداخت.
پاينده باد ايران و فر ايزدي نگهدارتان

